ناظم الاسلام كرمانى

506

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

شاه باعث گفتگوى مردم گرديده قلوب عموم عامه متزلزل گرديده كه بعد از اين همه هياهو و اين همه ضرر و خسارت و اتلاف نفوس عما قريب اين آقا ملت ضعيف جاهل را خواهد فروخت به ثمن بخس خداوندا خودت رحم كن مقصود ما اين بود كه اول ملت عالم شود پس از علم و تصحيح و تنقيح ادارات دولتى و منظم شدن وزارتخانه‌ها و امنيت آنوقت قهرا دولت مشروطه و حريّت حاصل خواهد گرديد ولى حالا اين ملت جاهل كه از علم و صنعت عاريند چه‌گونه قدر اين نعمت خدا داده و اين گوهر گران‌بها را بدانند و آيا بتوانند به خوبى به آخر رسانند . طرف عصر امروز آقايان تجار آمدند منزل آقاى طباطبائى و عنوان كردند كه از رفتن جناب آقا سيد عبد اللّه حضور شاه مردم در وحشت و خيالات افتادند ميترسيم آخر ما ملت را بفروشند جناب حجة الاسلام آقاى طباطبائى اطمينان بايشان داده و فرمودند جناب آقا سيد عبد اللّه كه تا بامروز صد هزار قسم زحمت و مرارت كشيده است و متجاوز از بيست كرور تومان بمردم ضرر وارد آورده است چگونه ميتواند گول بخورد و جانب ملت را فروگذارد . مجملا اطمينان به تجار داده بعد فرمود نظامنامهء كه چند روز قبل در مجلس قرائت شد آن را دولت تغيير داده است مادهء سوم را به كلى از بين برداشته است يعنى وكلاى شهرها را زده‌اند و بعض تغييرات ديگر در نظامنامه داده‌اند ولى ما قبول نكرده‌ايم امشب بايد فصول نظامنامه را بنويسيم كه پس‌فردا روز جمعه در مجلس قرائت شود و صورت نظامنامه را در مجلس قرائت نمود . تجار بالاجماع و الاتّفاق گفتند ما اين نظامنامه را قبول نداريم . روز پنجشنبه نهم رجب 1324 هجرى - در اين روز باز بين تجار و كسبه گفتگوى رفتن جناب آقا سيد عبد اللّه حضور شاه مىباشد كسبه و اصناف طرف عصر به قدر صد نفرى آمدند منزل آقاى طباطبائى و نيز شكايت از جناب آقا سيد عبد اللّه نموده جناب حجة الاسلام به آنها اطمينان داده و فرمود ما منتظر تصحيح نظامنامه مىباشيم و الّا مسامحه و مماطله را سببى ديگر نيست . امروز شبنامهء با ژلاتين طبع شده است در كوچه و بازار و مجامع و مدارس انداخته شد كه ما صورت آن را دست آورده و درج تاريخ خود نموديم و هذا صورته : شبنامه بدبخت اگر مسجد آدينه بسازد * يا طاق فرود آيد يا قبله كج آيد اى افسوس كه زحمات و خسارت ما ملت بىنتيجه ماند بلكه نزديك شد كه نتايج آن عايد بعضى از اجزاء محترمين گردد اى خاك بر سر ما ايرانيان جاهل كه با آنكه هزار مرتبه تجربه در امرى نمائيم باز خير و شر خود را نميدانيم پس از آنكه ظالمين خدانشناس جمع كثيرى از مظلومين متظلمين را بىجرم و گناه در خون خود غلطانيدند و ابواب آسايش و امنيت را بر ما مسدود نمودند ناچار پناه بدولت معدلت‌گستر انگليس برديم آن حامى عدل و داد ما را پناه داد و دست ظالمين را از ما كوتاه نمود مقاصد خويش را در شرف انجام ديديم . علماء اعلام كه عطف عنان از مسافرت نمودند شخص شخيص بسوى سفارتخانه تاختند و ما را